سلام بر حسين و اربعينش، سلام بر اربعين و زائرانش! و سلام بر اندوه هاي دل آنان که به سوغات بر مزار کشتگان، عشق بردند و به مويه نشستند. به شوق زيارت صحن و سراي جان فزايت، اربعين شهادتت را به سوگ مي نشينيم، يا حسين!
کربلا گشتند با هم هم صدا نامردها بر عليه نهضت خون خدا نا مردها
آب را بستند و سوزاندندازداغ عطش لاله هاي باغ ختم الانبيا نا مردها
خون هفتاد و دوتن ريختندوسوختند زين ستم قلب علي مرتضي نا مردها
معجز شق القمر کردند از تيغ ستم با شکاف فرق اکبر در منا نامردها
توتيا کردند جسم قاسم ناشاد را زير سم اسبها در کربلا نا مردها
تشنه لب بين دو نهر آب کردند از جفا دست عباس دلاور را جدا نامردها
کودک شش ماهه را دادند آب خوشگوار جاي شير از ناوک تير بلا نامردها
زينت دوش نبي را پيش چشم مادرش ظا لمانه سر بريدند از قفا نا مردها
اکتفا بر اين نکردند و سرش از راه کين زيب ني کردند تا شام بلا نامردها
خيمه ها را چون در دار الولا آتش زدند باز هم بر اين نکردند اکتفا نامردها
ريسمان بستند بر دستان آل بو تراب داد ازبي رحمي اين بي وفا نامردها
بر رخ طفلي سه ساله همچو زهرا مي زدند مهر نيلي را به سيلي از جفا نامردها
مردها رفتند در ميخانه ي دارالبقا باز هم ماندند در دار فنا نامردها
