امروز : پنجشنبه 7 شهريور 1387
u بسم رب الحسين

بارالها ! ... مي دانم برترين توشه رهرو به سوي تو، اراده استوار و فروتني ياري خواهانه است و اينک، قلبم با اراده اي استوار و فروتني متواضعانه با تو رازگويي مي کند . [امام صادق عليه السلام ـ در دعايش هنگام رفتن نزد منصور، خليفه عبّاسي ـ]

:: خانه

:: مديريت وبلاگ

:: پست الکترونيک

:: شناسنامه

:: کل بازديدها: 939

:: بازديدهاي امروز :1

:: بازديدهاي ديروز :8

::  RSS 

vپيوندهاي روزانه

اسکريپت هاي مهدويت [10]
پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري [8]
سايت هييت رايه العباس (حاج محمود کريمي) [13]
وبلاگ امام حسن مجتبي (ع) حميد رضا عليمي [49]
وبلاگ تخصصي حاج محمود کريمي [47]
گردان فرهنگي مهدي يار [23]
سايت يوسف زهراء [19]
[آرشيو(7)]

vدرباره من

بسم رب الحسين

vلوگوي وبلاگ

بسم رب الحسين

vلينک وبلاگ دوستان

[MOBILE CENTER]

v لوگوي وبلاگ دوستان




vمطالب قبلي

آموزش کامپيوتر
موبايل [2]

vآهنگ وبلاگ

vوضعيت من در ياهو

يــــاهـو

vاشتراک در خبرنامه

نام:

ايميل:

 

   [آرشيو شده ها]

! + السلام عليک يا فاطمه الزهراء

شنبه 18/3/1387 :: ساعت 1:37 صبح

السلام عليک يا فاطمه الزهراء


باز هم فاطميه آمده است وزمين وزمان سر زاري وشرم فرود آورده اند...


 خوب گوش کن تا بشنوي که نواي واويلا در زمين چگونه پيچده است...


خوب بنگر تا ببيني اشک ماتم از چشمان آسمان وآسمانيان جاري شده است ... 


اين نواي فاطميه است نواي قيامتي که مردو نامرد از هم تميزداده خواهند شد...


 وچه عجيب است که در اين معرکه يک بانو ملاک شناخت مرد از نامرد شد...


 و واي بر مايي که از تبار مردانيم ونامردي ميکنيم...


و واي برمايي که از ديار سيلي خوردگانيم وامروز سيلي ميزينم...


چه شده است ما را که نواي هل من ناصر را مي شنويماما لبخند مي زنيم...


چه شده است ما را که مي بينيم اما ميگذريم...


چه شده است که فاطمه(س) را ميشناسيم اما فاطمي نمي شويم !چه شده است ما را؟!.....


آخر مگر در ازل عهد ابدي نبسته بوديم که ياري کنيم خاندانش را ...


پس چرا امروز به دستان بسته علي فقط نگاه ميکنيم!!!


چه شده است که نمکدان ها را مي شکنيم و بر شکستنمان


افسوس نمي خوريم چه شده است مارا...؟! فاطميه آمده است ...

چه شده است ما را...؟!


 


 


¤نويسنده: احسان

? نوشته هاي ديگران()

! + بيانه مقام معظم رهبري به حملات وحشيانه رژيم غاصب صهيونيستي

يکشنبه 19/12/1386 :: ساعت 12:39 عصر

امت بزرگ اسلام

حوادث خونين غزه در اين روزها چنان فجيع و دردناک است که نمي‌توان غم سنگين ناشي از ان را با زبان و قلم ، بيان کرد. کودکان بي‌گناه و زنان و مردان مظلوم پس از ماهها محاصره‌ي کامل، اکنون با قساوت و شقاوت صهيونيست‌ها، در خانه و کشانه‌ي خود به خاک و خون کشيده مي‌شوند، غنچه‌هاي نورس در برابر چشم پدر و مادر، و پدران و مادران در برابر کودکان معصوم، ‌در آتش کينه‌ي جلادان غاصب صهيونيستي مي‌سوزند، مدعيان تمدن و انساندوستي با وقاحت تمام، اين فاجعه عظيم انساني را خونسردانه و بي‌تفاوت تماشا مي‌کنند و حتي برخي با بيشرمي از آن ابراز خشنودي مي‌نمايند. سکوت دنياي اسلام در برابر اين تعدي کم‌نظير به هيچ رو پذيرفته نيست.


امت اسلامي بايد به خروش آيد و سران اسلامي بايد خشم ملتهاي خود را به رخ رژيم غاصب بکوبند. دست دولت امريکا نيز به خون ملت مظلوم فلسطين آغشته است. به پشتيباني آن دولت مستکبر و طغيانگر است که صهيونيستها با گستاخي مرتکب اين جنايتهاي نابخشودني مي‌شوند، ملتها و دولتهاي اسلامي نداي مظلوميت فلسطينيان مظلوم را به سراسر جهان برسانند و وجدانهاي خفته را بيدار کنند آيا ملت امريکا مي‌داند که زمامدارانش اينگونه همه‌ي حرمتهاي بشري را در پيش پاي صهيونيستها قرباني کرده اند؟ آيا ملتهاي اروپايي باخبرند که تسلط سرمايه‌داران صهيونيست بر کشورهاي آنان کار سياستمدارانشان را به کجا کشانده است؟

و اين تصادف و اتفاق نيست که همزمان با اين جنايتهاي نظامي، در گوشه ديگر از جغرافياي زير سيطره‌ي استکبار، برترين مقدسات اسلامي دستخوش تعرض مي‌شود و قلمهاي پليد و سياستهاي شيطاني حامي آنها، ساحت مقدس حضرت رحمه للعالمين را که همه‌ي بشريت وامدار پيام الهي او و ذات مقدس اوست، مورد هتک و اهانت قرار مي‌دهند، آري اين اسلام عزيز است که با پيام رهائي بخش و ظلم ستيز خود و با برانگيختن روح کرامت و عزت در انسانها و ملتها، مستکبران را به وحشت انداخته و آتش کينه‌ي ملتهاي مسلمان را در دل آنان مشتعل ساخته است و حرکات آنان را ديوانه وار کرده است.


اکنون مستکبران طغيانگر بدانند که با خشونت و درندگي نخواهند توانست فروغ بيداري روز افزون اسلامي را خاموش کنند. مقاومت قهرمانانه‌ي ملت فلسطين و شجاعت حيرت برانگيز مرد و زن و پير و جوان آنان در برابر صهيونيست‌هاي خونخوار، ‌گواه زنده‌ي اين مدعا است. فرجام اين درگيري، پيروزي حق بر باطل است، همچنانکه فرمود .. فانتقنها من الذين اجرموا و کان حقا علينا نصر المومنين.


در پايان به نشانه تائيد متن فوق و ابراز انزجار از حملات وحشيانه رژيم غاصب صهيونيستي در غزه اين متن را امضاء مي کنيم.


 


لينک امضا


 


به علت حذف کردن عکس از روي وب توسط ... مجبور به دادن اسم لينک شديم 


http://i27.tinypic.com/35iacmo.jpg


¤نويسنده: احسان

? نوشته هاي ديگران()

! + اسلام عليک يا اما رضا(ع)

شنبه 18/12/1386 :: ساعت 9:52 عصر

التماس دعا


 


 


شهادت بزرگ مرد مهربان خورشيد تمامي خورشيدها غريب غريبان امام رضا (ع) امام خوبي


 ها بر همه زائرانش و همه عاشقانش تسليت باد.


 


¤نويسنده: احسان

? نوشته هاي ديگران()

! + اربعين حسين

دوشنبه 6/12/1386 :: ساعت 8:32 عصر

سلام بر حسين و اربعينش، سلام بر اربعين و زائرانش! و سلام بر اندوه هاي دل آنان که به سوغات بر مزار کشتگان، عشق بردند و به مويه نشستند. به شوق زيارت صحن و سراي جان فزايت، اربعين شهادتت را به سوگ مي نشينيم، يا حسين!


 


 


کربلا گشتند با هم هم صدا نامردها              بر عليه نهضت خون خدا نا مردها


آب را بستند و سوزاندندازداغ عطش           لاله هاي باغ ختم الانبيا نا مردها


خون هفتاد و دوتن ريختندوسوختند            زين ستم قلب علي مرتضي نا مردها


معجز شق القمر کردند از تيغ ستم              با شکاف فرق اکبر در منا نامردها


توتيا کردند جسم قاسم ناشاد را                  زير سم اسبها در کربلا نا مردها


تشنه لب بين دو نهر آب کردند از جفا          دست عباس دلاور را جدا نامردها


کودک شش ماهه را دادند آب خوشگوار       جاي شير از ناوک تير بلا نامردها


زينت دوش نبي را پيش چشم مادرش          ظا لمانه سر بريدند از قفا نا مردها


اکتفا بر اين نکردند و سرش از راه کين        زيب ني کردند تا شام بلا نامردها


خيمه ها را چون در دار الولا آتش زدند        باز هم بر اين نکردند اکتفا نامردها


ريسمان بستند بر دستان آل بو تراب            داد ازبي رحمي اين بي وفا نامردها


بر رخ طفلي سه ساله همچو زهرا مي زدند    مهر نيلي را به سيلي از جفا نامردها


مردها رفتند در ميخانه ي دارالبقا                باز هم ماندند در دار فنا نامردها


التماس دعا


¤نويسنده: احسان

? نوشته هاي ديگران()

! + حرف دل

شنبه 4/12/1386 :: ساعت 6:47 عصر

  چند شب پيش داشتم يه مطلبي مي خوندم که خيلي به دلم نشست دلم نيومد ننويسم


 مکالمه اي شيرين بين بنده و خدا در آغاز سلوک و در ليله الرغائب
به حقيقت برو وبگو آمدم ،اگرگفتند اينجا چرا آمدي؟ بگو:
به کجا روم وبه کدام در رو کنم ؟
اين رَه است ودگردُوم رَه نيست
اگر گفتند به اذن کي آمدي؟ بگو شنيدم:
بَرضيافتخانه فيض نوالت منع نيست
دَرگُشاده است وصَلادَرداده خوان انداخته
اگر گفتند:تا بحال کجابودي؟ بگو: راه گم کرده بودم.
اگر گفتند چي آوردي؟بگو اوّلا: دل شکسته که
از شمانقل است:
در کوي ماشکسته دلي مي خَرَند و بس
بازارخودفروشي ازآن سوي ديگراست
وثانيا:
جُز نداري نبُوَد مايه دارايي من
طَمَع بخششم ازدَرگَه سُلطان من است
وثالثا:
الهي آفريدي رايگان، روزي دادي رايگان، بيامرز رايگان،
تو خدايي نه بازرگان.
اگر گفتند بيرونش کنيد بگو:
نمي رَوَم ز ديار شما به کشور ديگر
برون کنيد{م }ازاين دَر،دَرآيم از دَرديگر
اگر گفتند: اين جرأت را از که آموختي؟بگو از حِلم شما.
اگر گفتند:قابليت استفاضه نداري بگو:قابليت را هم شما افاضه مي فرماييد.
باز اگر از تو اعراض نمودندبگو:
به والله به بالله به تَالله
به حق آيه نَصُرمِنَ الله
که مو از دامنت دست بر نَديرُم(ندارم)
اگر کُشته شَوَم الحکم لِلّه
اگر گفتند مُذنِبي(گنهکاري)،بگو اوّلا: شنيدم شما غفّاريد
وثانيا: من مَلَک(فرشته)نيستم آدم زاده ام
نا کَرده گنَه دراين جهان کيست؟ بگو
آنکس که گُنَه نکرده و زيست بگو
من بَد کُنم وتوبَدمُکافات دَهي
پس فرق ميان من وتوچيست؟بگو
اگرگفتند: اين حرفها را ازکجاياد گرفتي؟ بگو:
بلبل از فيض گُل آموخت سخن وَرنه نَبود
اين همه قول وغزل تَعبيه در مِنقارش
اگر گفتند چه مي خواهي؟بگو:
جُز توما را هواي ديگر نيست
جُزلقاي تو هيچ در سر نيست

ازکتاب شريف هزارويک نکته،علّامه حسن زاده آملي


¤نويسنده: احسان

? نوشته هاي ديگران()

! + ياابا صالح المهدي ادرکني

جمعه 3/12/1386 :: ساعت 8:52 عصر

آقانشدبيايي که ! اين جمعه هم اومد رفت ! آقا تاجمعه بعدچه طور روز ها رو سپري کنم!


باشه آقا بازهم صبر ميکنم! خدابزرگه!


براي ديدن متن کليک کنيد

¤نويسنده: احسان

? نوشته هاي ديگران()

! + آقا شهادت جدتون تسليت

شنبه 29/10/1386 :: ساعت 2:48 صبح



¤نويسنده: احسان

? نوشته هاي ديگران()

! + حرف دل

شنبه 29/10/1386 :: ساعت 2:45 صبح

با آمدن محرم، دلم باز شاهد طوفاني سهمگين است. صداي عزاداري حسين (ع) و فريادهاي يا حسين، دلم را در پي روزها، هفته‌ها و ماه‌ها مردن، زنده کرده است.
اين حسين کيست که عالم همه ديوانه اوست
اين چه شمعي است که دل‌ها همه پروانه اوست
عشق به حسين (ع) پاره تن فاطمه (س) و علي (ع) نه تنها من، بلکه همه مسلمانان را وادار کرده به مجالس عزاي او رفته و حسين حسين بگوئيم تا باشد شفاعت ما روي‌سياهان را در روز رستاخيز، نزد خداوند بزرگ نمايد.


¤نويسنده: احسان

? نوشته هاي ديگران()

   [آرشيو شده ها]

! ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ